تبلیغات
دلتنگی هایم با خدا - به تو که می اندیشم ...

به تو که می اندیشم شرمسار کرده خویشم

چه وقتایی که از تو بی خبر بودم ودر ان بی خبری الوده به گناه می شدم

اما تو بی صبرانه منتظر برگشت من به سوی خود بودی

و من دوباره باز امدم و توبه کردم و تو با مهر توبه ام را قبول کردی

اینک این بنده بینوای تو از سر نیاز به ناز تو به سویت امده

و دردها دارد از این دل نا شکیب که گاهی تو را از یاد می برد

وقتی تو را فراموش می کند
در بن بست های زندگی حیران می ماند که کجا ره پوید

خسته می شوداز این زندگی که برایش همچون کلاف سردرگم می شود

 تمام وجودش درد می کشد از این همه ویرانه های دل

فقط تو را کم دارد

تو که باشی زندگی  روی خوش خود را نشانش می دهد

و دل این بنده خسته دل پر از شور و نشاط می شود

تو که باشی دیگر  از هیچ نمی هراسد
و ناملایمات روزگار او را از پا در نمی اورد

تو که باشی درخت امید در دلش جوانه می زند

بودنت چقدر خوب است خدا

حضورت چقدر زیباست خدا

شکر که هستی و نمی گذاری تنهایی رخنه کند در دل این بنده بی کس و تنها

تنهایی درد کشنده ای است که ادمی را به انزوا می کشد

اما وقتی تو هستی چه باک از بی کسی و غریبی

با تو هیچ کس تنها و بی یاور نیست

هراس از تنهایی فقط با یاد تو درمان می شود و بس

وقتی همیشه و هر لحظه هستی کنار بندگانت

دیگر دغدغه از دست دادنت وجود ندارد ای زیباترین عشق هستی
فاطمه پیمان



تاریخ : دوشنبه 28 آبان 1397 | 12:05 ب.ظ | نویسنده : فاطمه پیمان | نظرات()
.: Weblog Themes By Bia2skin :.