تبلیغات
دلتنگی هایم با خدا - دیرگاهیست که ز تو دور شده ام


خدا جونم

دیرگاهیست که ز تو دور شده ام

و از غم فراقت بی تاب و رنجور گشته ام

از دست خویش درمانده ام که من

وامانده از قافله عشق و ایمان توام
کشتی زندگی ام به گل نشسته و

توان حرکت ندارد

نمی دانم ره به کجا سپارم که من

گم کرده ام راه نور و روشنایی را

مرا دریاب که گر از خود برانیم

ره به ناکجا اباد خواهم برد

دلیل راهم باش در این وادی سرگشتگی

و مرا انی به خود وا مگذار

که بی تو به پرتگاه عدم و نیستی

سقوط خواهم کرد

خدایا !

این بنده حقیر و سرازپا تقصیر تو ،

این گدای در خانه تو

این روسیه درگه تو

این فاطمه تو

به تو و عشق تو

به تو و کرم تو

به تو مهربونی تو

سخت محتاج و نیازمند است

دستان پر از تمنایم را رو به سوی تو بلند می کنم

و با کوله باری پر از اندوه و حسرت

از دست دادن فرصتهای بندگی تو

با تو غم دلم را باز می گویم

که ای انیس لحظات تنهایی ام

نجاتم بخش از همه انچه که فرصت بندگی ترا از من گرفته

و مرا بیش از پیش به خود نزدیکتر ساز

و از باده عشق لایزالت سیراب گردان

که من کویر دل تشنه باران مهر توام

بنده ناچیز تو: فاطمه





تاریخ : پنجشنبه 7 آبان 1394 | 07:51 ب.ظ | نویسنده : فاطمه پیمان | نظرات()
.: Weblog Themes By Bia2skin :.