تبلیغات
دلتنگی هایم با خدا







تاریخ : دوشنبه 27 مهر 1394 | 04:50 ب.ظ | نویسنده : فاطمه پیمان | نظرات()

Image result for ‫سكرابز ورود للتصمیم‬‎

چه نیکو خدایی دارم من

او که همه عشق است

همه راز است و نیاز من

من بی او  سرگشته ام در وادی حیرت

انگاه که از زمین و اسمان به تنگ می ایم

و درمانده و دل شکسته می گردم

اوست که مرا به سوی خود می خواند

و مرا در پناه گرم خویش می گیرد

و مرا ارام می کند

چه روز و شب هایی که

 مرا مهمان خانه خود کرده

و غم دلم را زدوده

و برایم سرور و نشاط

را به ارمغان اورده

چگونه می توانم او را از یاد ببرم

خوبیهایش را مهربونی هایش را

که تمامی ندارد

و همتایی برای او یافت نمی شود .

خدای خوب ونازنینم

من به تو دل بسته ام فقط به تو

تو که برایم

مقدس ترین واژه عشق و محبتی

مرا بیش از پیش عاشق خود گردان

و محروم مگردان از عشق خویش

که من به عشقت نوایی ندارم .

با عشق




تاریخ : پنجشنبه 20 اسفند 1394 | 11:43 ب.ظ | نویسنده : فاطمه پیمان | نظرات()


http://up.tafrihi3.ir/up/tafrihi3/Pictures/motaharek/i-love-you-nn3334-3.gif


روشنای زندگی من

هر روز که از زنگی مشترکمون می گذرد

قلب من بیشتر از پیش

در هوای تو می تپد
  
تنها ارزویم شادی دل دریایی ات





تاریخ : پنجشنبه 20 اسفند 1394 | 06:30 ب.ظ | نویسنده : فاطمه پیمان | نظرات()

بهار ارزویم کجایی

کجا جویمت ای جان من جانان من

که من بی رخ رویت

زندگی چون نمایم

که زندگی ام بسته به

نفس های گرم توست

خوب می دانی که حضور سبز تو

در زوایای زندگی ام

 به من قدرت ماندن می دهد






تاریخ : پنجشنبه 20 اسفند 1394 | 06:26 ب.ظ | نویسنده : فاطمه پیمان | نظرات()



یگانه همرازم !


مرا جز یادت در دل نباشد که


یادت اسمان دلم را پر ستاره می کند


دلی که از زنگار گناه  تاریک و بی فروغ گشته


و در هاله ای از حیرت و سرگشتگی فرو رفته است


و یاد توست که او را

به سوی نور و روشنایی رهنمون می سازد

 

 ز تو جز تو نخواهم که


خواستنت تمام هستی من است


 گر چه در دریای گناه دست و پا می زنم

اما می دانم که تو نمی گذاری  غرق ان شوم


 که من امید به کرم و بخشایش تو دارم





تاریخ : پنجشنبه 7 آبان 1394 | 10:01 ب.ظ | نویسنده : فاطمه پیمان | نظرات()



 گرمی نگاهت


شادی بخش دل غمیده من است


مرا مهمان نگاه گرمت کن که


تویی روشنگر شبهای تارم



تاریخ : پنجشنبه 7 آبان 1394 | 10:00 ب.ظ | نویسنده : فاطمه پیمان | نظرات()



مرا عهدی است با خدای خویش که تا جان در بدن دارم

 

حرمت کسی را نشکنم که حرمت شکنی گناهی بس بزرگ است

 

که من حرمت شکن نیستم

 

و مرا پیوند عمیقی است با این عهد الهی

 

که من پیمان شکن نیستم









تاریخ : پنجشنبه 7 آبان 1394 | 09:33 ب.ظ | نویسنده : فاطمه پیمان | نظرات()




یگانه معبودم !


با تمام وجودم ترا می خوانم


و با تو سخن دل می گویم



انگاه که در خلوت تنهایی هایم


با تو نجوا می کنم


انقدر شفاف و زلال می شوم که


درونم پیداست


و تو می توانی دریای ارام وجودم را


به نظاره بنشینی


ببینی که چه سان تک تک سلول های بدنم


ترا فریاد می زنند


و با گرمای عشق تو جانی تازه می یابند



هم پای زندگی ام !



همیشه یاد تو


ارام بخش دل شکسته ام بوده و هست


و من همیشه و هر لحظه


تشنه محبت بی کران توام


مرا دریاب که جز تو کسی را نمی یابم تا


پناه همه دل واپسی ها و دل خستگی هایم باشد


که من بی تو پریشانم


و با تو پر از شور و سرورم






تاریخ : پنجشنبه 7 آبان 1394 | 09:31 ب.ظ | نویسنده : فاطمه پیمان | نظرات()




Related image 



یگانه محبوب من !

دست های پر از تمنایم را به سوی تو می گشایم

و تمام رازهای سر به مهرم را با تو می گویم

تویی که هر انچه دارم از ان توست ، من بی تو هیچ هیچم

که تمام هستی من از وجود تو سرچشمه گرفته

در دل با تو نجوا می کنم و سر بر سر سجاده نیاز می گذارم

در خلوت تنهای هایم با تو ، دل در گرو مهرت می نهم

 و نوای عشق ترا می سرایم

عشقی که پاک ترین است بهترین است و زیبا ترین است






تاریخ : پنجشنبه 7 آبان 1394 | 09:25 ب.ظ | نویسنده : فاطمه پیمان | نظرات()





خدای خوبم ، عشق ازلیم!

 تنها به تو دلخوشم و جز عشقت مرهمی نمی یابم که

 با ان زخم های تن و جانم را التیام بخشم

مرا جز تو یاری نباشد که تویی انیس لحظات تنهایی هایم

و من چه خوشم در ان لحظه ای که با یاد تو سپری کنم

در این وانفسای زندگی و دراین روزگار غریب تنها رو به تو می اورم

و قرار دل ز تو باز می ستانم که

خوب می دانم که قرار دل بی قرارم در دست توست

ارام جانم تویی

ترا ای زیباترین زیبا افرین می پرستم

که تنها سرمایه من بندگی توست

مهربان خدایم !

خزانم ، بهارم باش !

موجم، ساحلم باش !

طوفانم ، قرارم باشم !






تاریخ : پنجشنبه 7 آبان 1394 | 09:16 ب.ظ | نویسنده : فاطمه پیمان | نظرات()




خدایا

با قلبی مالامال از عشق و امید رو به تو اورده ام 

تا ره عشق ز تو باز پرسم

راهی که مرا به سر منزل مقصود برساند

و باز رهاندم از هرانچه که مرا از تو دور ساخته ،

و ارامش واقعی را قرین وجودم گرداند

خسته از اسارت تن خاکی خویشم

و پروازی جز در اسمان عشق تو نمی دانم تا قرار گیرم

میدانم و می دانی که قرار دل بی قرارم در دست توست

دلتنگ لحظات خوش با تو بودنم؛

لحظاتی که در ان سرشار از عشق و محبت به توأم،

عشق تو در تار و پود وجودم ریشه افکنده

و مرا بیقرار خویش کرده

 من با این عشق حالی دیگر دارم

خدایا !

نم نم عشقت را

با باران عشق دیگران عوض نخواهم کرد.




تاریخ : پنجشنبه 7 آبان 1394 | 09:11 ب.ظ | نویسنده : فاطمه پیمان | نظرات()

 

Image result for png díszek




مهربانا !

 

از همه دل کنده ام و به سوی تو امده ام


تا قرار دل ز تو باز ستانم

 

که سخت بی قرارم و سرگشته کوی تو !

 

یارب نظری که من ازرده دل


مهر و محبت تو می باید تا ارام گیرم

 

مرا عشق تو می باید تا


خود را در اقیانوس محبتت بیابم

 

انگاه که خود را یافتم


ترا بهتر باز شناسم


و بهتر از پیش بندگی ات نمایم

 

که تنها سرمایه من

 در این روزگار بی کسی بندگی توست




تاریخ : پنجشنبه 7 آبان 1394 | 09:04 ب.ظ | نویسنده : فاطمه پیمان | نظرات()


Related image



پروردگارم ، مهربان من


از دوزخ این بهشت، رهایی ام بخش

در اینجا هر درختی مرا قامت دشنامی است

و هر زمزمه ای بانگ عزایی

و هر چشم اندازی سکوت گنگ و بی حاصلی

 
در هراس دم می زنم

در بی قراری زندگی می کنم

و بهشت تو برای من بیهودگی رنگینی است

من در این بهشت ،

همچون تو

در انبوه آفریده های رنگارنگت تنهایم

تو قلب بیگانه را می شناسی ،

که خود در سرزمین وجود بیگانه بودی

کسی را برایم بیافرین تا در او بیارامم

دردم ،

درد “بی کسی” بود


دکتر علی شریعتی




تاریخ : پنجشنبه 7 آبان 1394 | 09:01 ب.ظ | نویسنده : فاطمه پیمان | نظرات()

Image result for клипарт винтаж


 
خدایا


به ستوه امدم  از شکستن پیاپی عهد و پیمانهای که با تو بسته ام


مرا ببخش که

 
کرم و بخشش تو بیش از جرم من است









تاریخ : پنجشنبه 7 آبان 1394 | 08:57 ب.ظ | نویسنده : فاطمه پیمان | نظرات()


خدا جونم

دیرگاهیست که ز تو دور شده ام

و از غم فراقت بی تاب و رنجور گشته ام

از دست خویش درمانده ام که من

وامانده از قافله عشق و ایمان توام
کشتی زندگی ام به گل نشسته و

توان حرکت ندارد

نمی دانم ره به کجا سپارم که من

گم کرده ام راه نور و روشنایی را

مرا دریاب که گر از خود برانیم

ره به ناکجا اباد خواهم برد

دلیل راهم باش در این وادی سرگشتگی

و مرا انی به خود وا مگذار

که بی تو به پرتگاه عدم و نیستی

سقوط خواهم کرد

خدایا !

این بنده حقیر و سرازپا تقصیر تو ،

این گدای در خانه تو

این روسیه درگه تو

این فاطمه تو

به تو و عشق تو

به تو و کرم تو

به تو مهربونی تو

سخت محتاج و نیازمند است

دستان پر از تمنایم را رو به سوی تو بلند می کنم

و با کوله باری پر از اندوه و حسرت

از دست دادن فرصتهای بندگی تو

با تو غم دلم را باز می گویم

که ای انیس لحظات تنهایی ام

نجاتم بخش از همه انچه که فرصت بندگی ترا از من گرفته

و مرا بیش از پیش به خود نزدیکتر ساز

و از باده عشق لایزالت سیراب گردان

که من کویر دل تشنه باران مهر توام

بنده ناچیز تو: فاطمه





تاریخ : پنجشنبه 7 آبان 1394 | 08:51 ب.ظ | نویسنده : فاطمه پیمان | نظرات()

دلم گرفته خدا

و جز تو کسی را نمی یابم تا غم دل باز گویم ،

روح و روانم خسته است و فسرده

مرا مهر تو می باید تا

از این خستگی روح و تن رها شوم و جانی تازه یابم

ای زیباترین عشق !

تو خود می دانی در اندرون بی فروغ من چه می گذرد

و از چه رو چنین اشفته حالم

ای انکه ارام جان قلبهای شکسته ای !

نجوای دلم را فقط تو شنوایی

تنها دلخوشی من

در این ماتمکده بی فروغ امید به کرم توست

که خوب می دانم

هرانچه که در دلم می گذرد را به حقیقت می پیوندی

و فقط تو می دانی که

بهترین ها در زندگی من چه سان معنی و مفهوم می یابد

و اینک من در این وانفسای زندگی

تنها به تو اعتماد و توکل می کنم

بنده حقیرت : فاطمه



تاریخ : دوشنبه 4 آبان 1394 | 08:40 ب.ظ | نویسنده : فاطمه پیمان | نظرات()


ای همه هستی من

 گر تو نباشی من چون زندگی کنم

 که بی تو دنیای من دیجور است

 زندگی ام بسته به وجود توست که

هستی ام از وجود تو نمود یافته

در این شب های بی کسی و تنهایی 

مرا رها مکن که جز تو ارام جانی نمی یابم

 ارام جانم !

برهان غم زین دل بی قرار و مایه تسکین ان باش

  که سخت بی تاب گشته ام زین غم جانگداز

 غمی سخت و جانکاه که دیگر تاب ان را ندارد

و ان غم هجران توست ؛ 

 هجرانی که نمی داند وصالش را ؟






تاریخ : دوشنبه 4 آبان 1394 | 08:40 ب.ظ | نویسنده : فاطمه پیمان | نظرات()



عشق ابدیم !

 امشب با قلبی اکنده از مهر رو به تو نهاده ام و

از تو می خواهم که نظری جانب این بنده حقیرت نمایی

و مرا به سوی خورشید عشق لایزالت رهنمون سازی

دلتنگم دلم را اسمونی کن

همیشه مهربون بودی و هستی باز هم مهربونی کن

بنده سر از پا تقصیرت : فاطمه




تاریخ : دوشنبه 4 آبان 1394 | 08:36 ب.ظ | نویسنده : فاطمه پیمان | نظرات()



الهی

لحظه های تاریکی زندگی ام را به نور خود روشن گردان.

چراغ راهم باش در این کوره راه زندگی

بار الها ! 

طعم گناه انقدر شیرین و لذت بخش است که

بارم را سنگین نموده و نامه اعمالم را سیاه ،

از تو می خواهم تلخی گناه را قبل از مرگم به یاد اوری

و درهای توبه و بخشش را به رویم بگشایی

و دستهایم را به یاری بگیری

و قلم عفو بر گناهانم بکشی

امین یا رب العالمین




تاریخ : دوشنبه 4 آبان 1394 | 08:30 ب.ظ | نویسنده : فاطمه پیمان | نظرات()



چه زیبا می شوم و چه زلال و خوشبو

انگاه که ترا به میهمانی خانه دلم می برم

زیباتر از فرشته

زلالتر از باران

خوش بوتر از تموم گل های زمین

که لحظه حضور تو در قلبم رویایی است

و من این رویا را دوست می دارم

رویای شیرین زندگی من !

بمان با من و مرا اندکی دوست بدار

هرچند که من همچون تو رسم عاشقی را نمی دانم

نمی دانم چگونه زیستن را چگونه بودن را

مرا عشق و محبت تو می باید

تا رها شوم از زمین

و تا فراسوی اسمانها پر گشایم

انگاه در اسمان عشق تو ستاره بچینم

و در دلم بکارم تا پر از نور امید شوم

امید به فردایی روشن امید به اینده ای درخشان



تاریخ : دوشنبه 4 آبان 1394 | 08:05 ب.ظ | نویسنده : فاطمه پیمان | نظرات()


اسمان دلم ابری و خیال باریدن دارد

باید ببارد این دل تنگ و غمین از جفای روزگار

روزگاری که در ان حرمت همه چیز از بین رفته

دیگر دلی برای دلی نمی تپد

و از ان بدتر چه اسان دلها  شکسته می گردد

زشتی بسیاری از گناهان از بین رفته

روزگاری که دیگر خبر از جوانمردی نیست

صداقت ، صفا و سادگی رنگ باخته

فقط عطر حضور خداست که مایه ارامش دلهاست

آه خدای اسمانها !

به تو پناه می برم


تاریخ : دوشنبه 4 آبان 1394 | 07:45 ب.ظ | نویسنده : فاطمه پیمان | نظرات()



زمزمه هر شب من
 
این است

 
ای دل من !

شب ارزوهای من طولانی است

ارزوهایم از جنس اسمان است

پرتوی  شهاب اسمانی در دل شب

به من نوید داد که

لحظه برامدن ماه ارزوی من نزدیک است.

و بار دیگر با امیدی وصف ناشدنی

خود را به او سپردم

و اسوده آرامیدم








 








تاریخ : دوشنبه 27 مهر 1394 | 10:33 ب.ظ | نویسنده : فاطمه پیمان | نظرات()
Image result for ‫باران متحرک ‬‎


ببار ای بارون 

که دل کویری ام
تشنه قطره ای از بارون عشق است

ببار ای باران پاک بر قلب غبارالودم که ترا می طلبد

می خواهم با تمام وجود در زیر تو ای باران اسمانی قدم زنم

و هم نوا با تو سرود از نو شدن سر دهم

و انگاه با نگاهی خیس از قطرات زیبایت به زندگی لبخند زنم 

همانگونه که زمین با باریدن تو به وجد می اید

و روح زندگی را در کالبد تمام خسته دلان رهگذر می دمد

Image result for imagenes de flores bonitas






تاریخ : دوشنبه 27 مهر 1394 | 09:58 ب.ظ | نویسنده : فاطمه پیمان | نظرات()




چرخش پروانه خیالم را بنگر که   

 

اروم و اهسته

 

در کوچه باغ عشق پرسه می زند

 

از همه نشان عشق می پرسد

 

هر کجا می رود ، می بیند

 

عشق بساط خود را گسترانیده است

 

همه سرود عشق سر می دهند

 

با گوش جان می شنود

 

چه زیبا  

 

اسمون از صفا و سادگی عشق می گوید  

 

 وبارون از پاکی و زلال بودنش

 

و زمین از خاکی بودنش

 

و باغ و بوستان از سبز بودنش

 

و دشت و دمن از وسعت بی انتهایش

 

و انگاه که نشان عشق را باز جست

 

شوری شیرین در وجودش می افتد

 

و عاشق می شود

 

 و مقدس می شمارد

 

 لحظه ناب عاشقگی را


Related image





تاریخ : دوشنبه 27 مهر 1394 | 09:50 ب.ظ | نویسنده : فاطمه پیمان | نظرات()



Image result for kiss in the rain


شبانگاه که بارون می باره

در سکوت اروم شب

گوش جان می سپارم به اوای بارون

چه موسیقی دل نشینی است

ریزش قطرات بارون بر زمین

چه می سراید در این دل شب

و با که می گوید

خوب که گوش می دهم می شنوم  که

زیباترین شعر زندگی را برای زمین می سراید

و چه زیباست لبخند زمین

 انگاه که

قطرات بارون را در دل خود جای می دهد

ومن در این شب بارونی

تجربه می کنم ناب ترین لحظه زندگی ام را

لحظه ای توام با پاکی و سادگی





تاریخ : دوشنبه 27 مهر 1394 | 07:05 ب.ظ | نویسنده : فاطمه پیمان | نظرات()



 

دلم بارونیه

میدونی چرا ؟

غم دوری تو

بارون زده کرده دلم را

اه که چقدر ازت دور گشته ام

تقصیر خودم است که

تا این حد بینمون فاصله افتاده

من برای نزدیک تر شدنم به تو هیچ تلاشی نکرده ام

تو از رگ گردن به من نزدیکتری

این منم که دور شدم زتو

و با دور شدن از تو

زندگی ام به کویری ماند که

دران سرابی بیش نیست

چگونه ترا یابم که خود را گم کرده ام

باید خود را پیدا کنم و با خویشتن شناسی

قدم در راه معرفت تو گذارم

اما تنهایی کاری از پیش نمی برم

مرا هدایت تو می باید تا

از این کویر گمراهی رها یابم

می دانم که دلیل راهم می شوی

و مرا آنی به خود وا نمی نهی تا

رهسپار دیار نور و روشنایی گردم

که من  با تمام وجودم  تنها به تو اعتماد و توکل دارم

و توکل به تو مایه ارامش دل بی سامان است

پس ای روشنترین تفسیر زندگیم!

مرا دریاب که تنها تکیه گاه روزهای سخت زندگیم تو هستی




تاریخ : دوشنبه 27 مهر 1394 | 05:38 ب.ظ | نویسنده : فاطمه پیمان | نظرات()
.: Weblog Themes By Bia2skin :.